باز یک نمونه خط خودم

وقتی بساط گریه مهیا نمی شود /
وقتی که بغض بین گلو جا نمی شود/
وقتی
تمام شب به در خانه کریم/
در می زند گدا و دری وا نمی شود/
وقتی که واژه های غزل هم اگر رسید
/در پیش تو ردیف شود اما نمی شود/
وقتی پس از معاینه ها گویدت طبیب/
این قلب مرده است مداوا نمی شود/
وقتی که انتظار سحر می کشد تو را
/ با این شب دراز که فردا نمی شود/
وقتی به دور بستر مرگ دلت همه/
گویند خوب می شود اما نمی شود/
وقتی که از خجالت ارباب چشم تو/
حتی گشوده بهر تماشا نمی شود/
یک راه مانده بهر تو آن هم ............

+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:4 توسط جعفر سروری زرنقی
|
سلام ....