وقتی بساط گریه مهیا نمی شود /

وقتی که بغض بین گلو جا نمی شود/ 

وقتی تمام شب به در خانه کریم/

در می زند گدا و دری وا نمی شود/

وقتی که واژه های غزل هم اگر رسید

/در پیش تو ردیف شود اما نمی شود/ 

وقتی پس از معاینه ها گویدت طبیب/

این قلب مرده است مداوا نمی شود/ 

وقتی که انتظار سحر می کشد تو را

/ با این شب دراز که فردا نمی شود/

وقتی به دور بستر مرگ دلت همه/

گویند خوب می شود اما نمی شود/

وقتی که از خجالت ارباب چشم تو/

حتی گشوده بهر تماشا نمی شود/

یک راه مانده بهر تو آن هم ............