سفر
كاش اورا فكر سفري در سر بود
ودر جاده های سرد نا باوری تا آیینه میرفت
شاید آنوقت بود که بارش باران معنا می گرفت
وشاید آنو قت مارا در حجم سبز باورش جایی بود
وپرنده ی احساس میان پرواز و نشستن گم نمی شد
و فرصتی می یافت کاشتن پیام را----------
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23:21 توسط جعفر سروری زرنقی
|
سلام ....