باز هم یک تکرار
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
اکسیر من نه اینکه مرا شعـر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
در شعر مـن حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غزل شبیه غزل های من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
گاهی تو را کنار خود احساس می کنم
اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است
خون هر آن غزل که نگفتم به پای تو
آیا هنوز آمدنت را بها کم است
شعر از: محمد علی بهمنی
+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21:9 توسط جعفر سروری زرنقی
|
سلام ....