گرد گلزار رخ توست غبار خط ریحان
چون نگارین خط تذهیب به دیباچه ی قرآن
ای لبت آیه ی رحمت دهنت نقطه ی ایمان
آن نه خال است و زنخدان و سر و زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سری است خدایی
تا فکندم به سر کوی وفا رخت اقامت
عمر بی دوست ندامت شد و با دوست غرامت
سر و جان و زر و جاهم همه گو رو بسلامت
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 18:22 توسط جعفر سروری زرنقی
|
سلام ....