گرد گلزار رخ توست غبار خط ریحان


چون نگارین خط تذهیب به دیباچه ی قرآن


ای لبت آیه  ی رحمت دهنت نقطه ی ایمان


آن نه خال است   و زنخدان و سر و زلف پریشان


که دل اهل نظر برد که سری است خدایی


تا فکندم به سر کوی وفا رخت اقامت


عمر بی دوست ندامت شد و با دوست غرامت


سر و جان و زر و جاهم همه گو رو بسلامت


عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت


همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی