من
من را به نام عشق بخوانید یاران ...در هر کجا که فرصت روییدن در هر کجا که فرصت پرواز است ..من را به نام کودکی من صدا زنید ..من را صدا زنید که می آیم از التهاب باران.
چو مرغی پر زدن را دوست دارم نسیم ونسترن را دوست دارم
مرا آن سوی احساسم رها کن عبور از خویشتن را دوست دارم
رونق دل در گرو گلبوته های احساس است .وقتی عشق از پشت بوته ها دست می جنباند دل سر مستی آغاز می کند ..وعشق وقتی حاکم شد .وجود صاف وبی آلایش می شود .
دست از مس وجود چو مر دان ره بشوی تا کیمیای عشق بیابی وزر شوی
خدایا ..!عشقی عاری از هوس به ما عطا فرمای .
گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد اکسیر عشق بر مسم افتاد وزر شدم
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 1:58 توسط جعفر سروری زرنقی
|
سلام ....